این روزهای پاییزیمون.....
عزیزک من خووووفی خوشگلم؟
هوا دیگه خنک شده و کمتر میتونم ببرمت پارک،چند روز پیش هم از بس دد دد کردی ظهر بردمت که هوا بهتر باشه
.الان هم باید یه جوری توی خونه سرگرمت کنم دیگه. 






امیرحسین و هواپیماش......


چقدر ناناز میخندی


عاشق آش رشته.....

البته رشته هاش.......

امیرحسین در آشپزخانه.....



دیشب خونه ی عمو محمد بودیم و شما و امیرعلی باهم سرگرم بودین تا اینکه میخواستی گوشیو از امیرعلی بگیری منم به امیرعلی گفتم که:امیرحسین کوچولوه و اگه بهش ندی گریه میکنه شما واسه خودت مردی شدی وامیرعلی گفت مثل بابایا که ریش و سبیل داره.......

اینجا هم داره دنبال ریشو سبیلش میگرده عززززززیزم که چقدر بامزه ای امیرعلی



قربون اون نگاهت برم من......


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



این روزهای پاییزیمون.....
